قایقی خواهم ساخت

یکشنبه 26 فروردین 1397 ساعت 06:08

قایقی خواهم ساخت خواهم انداخت به آب دور خواهم شد از این خاک غریب... آری...قایقی میسازم...چوب و لوازمش را هم دارم...فکر رفتن توی سر دارم. می خواهم از اینجا بروم. برای همیشه. اصراری ندارم که کمکم کنی یا همراهم باشی. برو...تنهایم بگذار... می خواهم تنها باشم. تنهای تنها. مثل اینکه تنهایی بهتر از جفت بودن است...زین پس میخواهم با خلوت خودم جفت شوم. میخواهم به جای تو خدایم نازم را بکشد. قایقم را که ساختم، توی آب نمی اندازم! آتشش میزنم تا با دودش خدا را متوجه خودم کنم. سپس سوار قایقم میشوم، تا هیزمی شوم برای سرخ تر شدن شعله هایش...تا شعله های آتش به روحم بال پرواز بدهد.بال پرواز به سمت هرچه بی نهایت است. میدانم، پیش خدا هم که بروم، جز آتش نصیبم نمیشود.اما هر چه باشد از این کره ی خاکی کدر بهتر است.هر چه باشد آنجا در آتش خودت میسوزی و میسازی و میریزی وکسی کاری به کارت ندارد،نمی گویند چرا زبانه های آتش تو رنگ عجیبی دارد.آنجا هیچکس با من کاری ندارد.من هم اینجا کاری ندارم.میخواهم بروم.جایی که تهی ست از هر چه آدم... خدایا دستم را بگیر و مرا ببر پیش خودت! آثار"زمین هم عاشق شده!" زمین را نگاه کن...جامه ی نارنجی به تن کرده...قلبش مثل آهن گداخته سرخ شده!چهره در هم کشیده...اگر کمی ناملایم با او سخن بگویی،رنجیده خاطر میشود و شروع میکند به اشک ریختن و فریاد زدن... عاشق است دیگر...هر کس عاشق شود روزگارش همین است.تا دهان باز میکنی تا کلامی با او سخن بگویی برافروخته میشود و می غرد! عاشق شدن خودمان را به یاد داری؟!تو آرام و قرار نداشتی...همیشه ابروهایت بهم گره خورده بود و چشمانت نیمه باز بود وقتی که رنجور میشدی!چشمان من هم که همیشه ی خدا تر بود!تا ناراحت میشدم صدایم می لرزید و اشکهایم جاری میشد.تو اشکهایم را پاک میکردی و میگفتی از چشمانت مروارید می بارد و مانند صیاد کار کشته ای با حوصله اشکهایم را صید میکردی و به قول خودت گنجینه ای می ساختی از مروارید های احساس یک عاشق! من و تو توی این جاده ی باریک و طولانی،روزگار گذرانده ایم!عاشقی کرده ایم!پا روی قلب چروکیده و زخم خورده ی برگها گذاشته و دردهایشان را شنیده ایم!یادش بخیر وقتی پاییز فرش سرخ و دست بافش را روی زمین پهن کرده بود من و تو ساعتها توی این جاده ی باریک زیر باران،بدون چتر قدم زده ایم و خیس شده ایم...نگاه کن...زمین هم عاشق شده...درست مثل ما!!! 

نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.